استقلال فکری و عملی مهمترین خصوصیت یک تیم اقتصادی است که میتواند طی پروسه ی اجرای برنامه های کوچک و بزرگ اقتصادی همواره یاری رسان آنهاباشد.زیرا این استقلال اجازه ی مداقه ی بیشتر در ماجرا،استفاده از نظرات کارشناسان متخصص و ممارست در اجرای برنامه ها را به وزیر و همراهانش می دهد.رئیس قوه ی مجریه باید این استقلال را برای تیم اقتصادی خود فراهم کند تا آنها در جوی آرام و به دور از سیاست زدگی به وضع و اجرای برنامه های خود بپردازند.

دولت نهم هنگامی که آغاز به کار کرد از افراد با تجربه و متخصصی در تیم اقتصادی خود بهرمند بود.افرادی چون ابراهیم شیبانی،دانش جعفری و فرهاد رهبر افرادی

بودندکه اعضای اولیه ی این تیم بودند که نوید شکل گیری یک گروه متعهد و متخصص را می دادند.ولی هر چه گذشت،مقید نبودن شخص رئیس جمهور به برنامه های اقتصادی کلان تیم خود از یک سو و عدم استقلال اعضای این تیم اقتصادی از سویی دیگر موجبات دور شدن دولت از اهداف مشخص شده در چشم انداز و اصل 44 را فراهم آورد.

نمونه های زیادی را برای این مدعی میتوان بیان نمود که از آن جمله استعفای دکتر شیبانی، انحلال سازمان و مدیریت و برکناری اقتصاد دان خبره ی دولت دکتر دانش جعفری اشاره کرد که هر کدام چون به دلایلی نظری مخالف نظر رئیس جمهور داشتند بلافاصله برکنار یا مجبور به استعفا شدند.مهندس مظاهری دومین رئیس بانک مرکزی این دولت نیز به دلیل عدم همراهی نظراتش در زمینه ی سیاست های بانک مرکزی با احمدی نژاد سرانجامی بهتر از دیگران نداشت و در مدت کوتاهی از بر کنار شد.

نمونه های کوتاه یاد شده همه از عدم استقلال تیم اقتصادی دولت نهم خبر می داد و بی برنامه گی ای که در دولت نهم وشخص رئیس جمهور در زمینه ی اقتصادی وجود داشت.عدم وجود یک برنامه ی مدون همراه با کار کارشناسی در زمینه ی واگذاری سهام شرکت های دولتی به بخش خصوصی ،گنجاندن سهام عدالت در بخش فعالیت های انجام شده در زمینه ی خصوصی سازی های انجام شده،عرضه ی بلوکی سهام های شرکتهای معتبر دولتی به خریداران مشخص و امثالهم همه خبر از یک بی برنامه گی در آن دولت خبر میداد.بی برنامه گی ای که در نهایت منجر به افزایش بی رویه حجم نقدینگی،بالا رفتن نرخ تورم و افزایش بی رویه واردات از اقصی نقاط دنیا شد.اینها همه نتایج و پیامدهایی بود که حاصل کار دولت نهم و اعضای تیم اقتصادی اش شد.

ورای هر نوع دید و نگرش جناحی این نکته بسیار بارز و مشخص است که اگر دکتر احمدی نژاد خواستار این باشد که اداره ی تیم اقتصادی را خود همانند دولت قبل یک نفره به عهده بگیرد در دولت دهم وضع بدتری نسبت به قبل منتظر اقتصاد این کشور را خواهد کشید.ادامه ی خصوصی سازی بلوکی و واگذاری های سوری و اجرای عجولانه ی طرح تحول‌‌ اقتصادي بدون ايجاد زير ساخت هاي مناسب در كشور عواقب جبران ناپذیری را به دنبال خواهد داشت.

پس تیم اقتصادی دولت دهم هر گروه با هر دید و فکری که میخواهند باشند اولین لازمه ی توفیق در برنامه هایشان بازگرداندن استقلال فکری و تا حد زیادی استقلال عملی به آنها میباشد که این موضوع بیش از حد در مورد رئیس بانک مرکزی صادق می باشد.استفاده از نظرات کارشناسان و تحلیلگران اقتصادی دومین شاخصه ی موفقیت تیم اقتصادی دولت دهم خواهد بود.کاری که در دولت نهم بدان جامعه ی عمل پوشانده نشد.دولت باید در مورد انتقادات منتقدین دقت عمل زیادی بکار ببرد و تا حد امکان از راهکارهای مناسب آنها استفاده ی موثر را داشته باشد.

دولت باید رویه ی خود را در برخورد با منتقدین خود تغییر داده تا بتوانیم همگی در کنار هم برای اقتدار ایران تلاش کنیم.

خدایا به ما

اقتصادی پویا

تورمی تک رقمی،

نرخ بیکاری پایین،

و نرخ رشدی بالای 10%

عطا بفرما!!!

 

آمین