اصل 44 و خصوصی سازی

به نام خدا

اصل ۴۴ قانون اساسی با این دید عرضه شد که اکثر قریب به اتفاق شرکتهای دولتی می بایست به بخش خصوصی و مردم واگذار گردد.خصوصی سازی یعنی انتقال مدیریت از دولت به بخش خصوصی اما در کشور ایران مدیران دولتی حاضر به کنارگیری از مسند قدرت نیستند به همین علت روند این کار کند در حال پیگیری میباشد.

کند بودن و شکست خصوصی سازی تا به حالا از عواملی چون زیان ده بودن بسیاری از شرکت های دولتی،نقدینگی نا کافی، قوانین و مقررات دست و پاگیر،نبود بستری برای عرضه،عدم تمایل بخش خصوصی و مقاومت مدیران دولتی نشات میگیرد.تمامی عوامل فوق الذکر در جای خود بسیار جای بحث و تبادل نظر دارد.

سهام اکثر شرکت های دولتی عرضه شده در بورس به صورت بلوکی میباشد.بدین صورت که درصد خاصی از سهام آن(مثلا در مورد مخابرات ۵ درصد بود) یکجا به فروش میرسد که تامین نقدینگی برای خرید اینگونه سهام بسیار سخت میباشد.به عنوان نمونه بلوک عرضه شده سهام فولاد که توسط آقای جابریان تنها خریدار حقیقی اینگونه بلوک ها نزدیک به ۱۸۰۰ میلیارد تومان بود.آری تامین این نقدینگی ها برای اشخاص حقیقی بسیار سخت و حتی غیر ممکن میباشد و در صورت خرید هم با پرسش از کجا آورده ای مواجه خواهند شد.آقای جابریان که ۳۰.۵ درصد فولاد را خریده بود هم پس از نپرداختن سود۴۴ میلیاردی سهام خود و ممانعت از حضور ایشان یا نماینده رسمی ایشان در هیئت مدیره از ادامه راه منصرف شد.و این نمونه ی برخورد با یک شخص حقیقی در نوع خصوصی سازی دولت نهمیست.خریداران بلوک های عرضه شده فولاد،مخابرات و از این دست شرکت های بزرگ تنها و تنها شرکت های نیمه دولتی و شبه دولتی ای چون صندوق بازنشستگی و تامین اجتماعی می باشند.

این شکل از خصوصی سازی بیشتر ماهیتی((خصولتی سازی)) دارد.با این بستر خصوصی سازی وحمایت از تولید کنندگان هیچ زمینه ای برای کنترل تورم ناشی از پرداخت نقدی یارانه را نخواهیم داشت.پس باید انعطاف خود را بال برده و سعی کنیم با بها دادن به سرمایگذاران داخلی و حمایت از آنها(نه به مدل آقای جابریان)زمینه ی رشد و توسعه ی داخلی را برای ایران عزیز فراهم کنیم.والسلام

یارانه حذف می شود؟

به نام خدا

بحث بر سر حذف  یارنه بحثی کارشناسانه و علمیست.با مطالعه در اقتصاد چندین کشور به این نتیجه رسیدم که در هیچ کجا یارانه به طور کامل قطع نشده بود.ولی بحث کشور ما به جز حذف خود  یارانه حس عدم اطمینانیست که بر اکثریت افراد  کشور نسبت به پرداخت وجه این یارانه ها به مردم توسط دولت حاکم شده است.زیرا مردم در طی این ۴ سال نتوانستند درآمد نفتی بی نهایتی که عاید این دولت شد را در خانه های خود حس کنند حالا که این منبع به انتهای خود رسیده که دیگر جای خود دارد.

بحث بر سر این است که نقدی کردن یارانه بر اساس نظر این دولت به مصرف منتهی میگردد در صوزتی که باید یارانه در راه تولید بیشتر و تعادل بیشتر شرایط اقتصادی خرج شود تا بتوان نام عدالت را بر آن گذاشت.نه اینکه در سفرهای استانی کودکان را به صف کرد و درکف دست آنها گذاشت.و این یک اقتصاد گدا پروری است که در دولت نهم بسیار بارز گردیده است.هزینه کردن یارانه در بخش تولید باعث جلوگیری از تورم و کاهش آن و همچنین رشد اقتصاد ملی ایران میشود.به نظر بنده اجرای درست این طرح بین ۵ تا ۱۵ سال به طول میانجامد زیرا ما در کشوری هستیم که قریب به ۵۰سال است که حامل های انرژی را به صورت یارانه ای مصرف میکنیم و از این مردم با این سبقه ی طولانی در مصرف یارنه نباید انتظار ترک کردن این عادت ظرف یک یا دو سال داشته باشیم چون ترک عادت موجب مرض است و این کار میتواند شوک روانی تورمی بسیار شدیدی در کشور ایجاد کند.

در انتها یادآور میشوم که هیچ کس با هر دید و نظری مخالف با نفس این کار نیست و آن چیزی که وحشت به دل می آورد کارهای بدون برنامه ریزی ای است که طی این سالها از این دولت دیده ایم.یک لحظه غفلت در پیگیری این کار ما را مدیون آیندگان خواهد کرد.

هدفمندی یارانه

با نام تو آغاز میکنم ای دوست

بحثی که آغازش در نوروز سال ۸۷ بود(تحول اقتصادی) حالا چهره ای جدی تر به خود گرفته.تا آنجا که رهبر انقلاب امسال را با نام اصلاح الگوی مصرف نامگذاری فرمودند.حال در این زمینه مباحث زیادی وجودی دارد که تلاش میکنم که مقداری آنها را برای شما بسط دهم

۱-دولتی که در بودجه ۸۷ بر سر تغییر قیمت بنزین از ۸۰ تومان به ۱۰۰ تومان با مجلس مخالفت میکرد حال معلوم نیست بر اثر چه دیدگاهی نظر دارد که به یکباره قیمت این حامل انرژی را چندین برابر کند؟با چه راهکاری؟با چه زیر ساخت تولیدی؟اینها سوالاتیست که کاستی های دولت در این زمینه ها بسیار نمودار گشته است.در مقالات بعدی سعی میکنم که در این زمینه آمارهای دقیقی ارائه کنم

۲-در چند سال طی شده از دولت نهم ثروت افسانه ای از نفت عاید کشورمان شده بود و سیر صعودی قیمت نفت در بازارهای جهانی دولتیان را به خواب خوشی برده بود که نتیجه اش یک جهش عظیم در زمینه ی نرخ واردات و  رکود شدید در زمینه تولیدات داخلی بود حال که درآمد های نفتی به انتهایش رسیده دولت تصمیم به کاهش و حذف یارانه ها گرفته است.

۳-اگر تدبیر(شاید ترس) بعضی نمایندگان مجلس نبود معلوم نبود بر سر بودجه ۸۸ چه می آمد.مجلسی که خود با تصویب تثبیت قیمت ها در دوره قبل سنگین ترین ضربه را به اقتصاد ایران زد.

در زمینه هدفمند کردن یارانه ها بحث بیش تر از این می باشد.در نوشته ها و مقالات بعدی ان شا الله با آمار های کمی سعی در تفهیم بهتر مطالب برای شما دوستان خواهم کرد.

با تشکر